معين الدين محمد زمچى اسفزارى
313
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و من اكلهامات ، عنقريب بجزاى فعل خود اقتران يافت . « 1 » و گويند ابن علقمى وزير در مذهب شيعه غلوى « 2 » عظيم داشت ، و پسر خليفه امير ابو بكر « 3 » بسبب وحشتى و عصبيتى لشكر فرستاد تا كرخ بغداد « 4 » را غارت كردند « 5 » و در كرخ بعضى « 6 » از سادات هاشميه « 7 » بودند ايشان را اسير گرفتند ، « 8 » [ و اهل و عيال ايشان را بفضيحت و خلاعت از خانها بيرون كشيدند ] ، وزير به جهت اين حركت بغايت متالم و متأثر گشت و بگرد فراز و نشيب و پيرامن احتيال و فريب برمىآمد تا چگونه خليفه و اتباع « 9 » را بتيغ انتقام بگذراند « 10 » و در عوض اذلال و اهانت كه بطايفهء سادات رسانيدهاند شربت مكافات چشاند ، « 11 » [ چون در بساط بسيط ممالك آيات رعب و باساء و آثار هيبت و ياساء « 12 » هلاكو خان ساير و منتشر بود ، ابن علقمى از راه جفا در خفا ] قاصدى ببارگاه ايلخانى فرستاده بعد از اظهار متابعت و عرض اخلاص و مطاوعت ، نمود كه اگر مواكب « 13 » جهانگشاى ايلخانى نهضت فرمايد بىاحتمال كلفتى و ارتكاب شدتى مملكت بغداد « 14 » را تسليم نمايد « 15 » ، [ و اين معنى را بمواثيق و ايمان و شرايط
--> ( 1 ) - مج : گويند . مك : و گويند . ( 2 ) - مج : شيعه غلوى عظيم داشت . مك . شيعه غلو داشت . ( 3 ) - مج : ابو بكر بسبب وحشتى و عصبيتى لشكر . مك : ابو بكر لشگر . ( 4 ) - مج : بغداد را غارت . مك : بغداد غارت . ( 5 ) - مج : و در كرخ بعضى . مك : و بعضى . ( 6 ) - مج : بعضى سادات . مك : بعضى از سادات . ( 7 ) - مج : هاشميه بودند ايشان را اسير . مك . مد : هاشميه را اسير . ( 8 ) - عبارت : [ و اهل و عيال ايشان را بفضيحت و خلاعت از خانها بيرون كشيدند ] از زيادات مج مىباشد . ( 9 ) - مج : گذراند . مك . مد . س : بگذراند . ( 10 ) - مج : و در عوض . مد . مك : در عوض . ( 11 ) - عبارت : [ چون در بساط بسيط ممالك . . . از راه جفا در خفا ] از زيادات مج است . ( 12 ) - ياساء : قانون . ( 13 ) - مد : موكب . مج : مواكب . ( 14 ) - مك . مد : بغداد تسليم . مج : بغداد را تسليم . ( 15 ) - عبارت : [ و اين معنى را بمواثيق و ايمان و شرايط عهود و پيمان استحكام داد ] از زيادات مج است .